در حال بارگذاری ...

یکی از عوامل بسیار مهم در استمرار تفکر سلفی گری، عدم حضور تفکر بدیل برای پاسخ به شبهات مدرنیته است. ما چنین تفکری را در جهان اهل سنت نداریم. کسانی مانند محمد عبده آمدند اما پس از او کسی راه او آن چنان که باید و شاید ادامه نداد. این یکی از عوامل اصلی گسترش سلفی گری در جهان خواهد بود.

 حجت الاسلام دکتر مهدی فرمانیان

سلفی گری؛ از جریان های پدید آمده در جهان اسلام در مواجهه با مدرنیته 
در مواجهه با مدرنیته سه جریان در جهان اسلام شکل گرفت. بعضی رویکردهای اصلاحی داشتند و در جمع بین سنت و تجدد سنت را نگه داشتند اما اصلاحاتی را هم بر سنت انجام دادند. جریان دوم جریان روشنفکری است و جریان سوم هم جریان سلفی گری است. 
قلب شدن سلفی گری به واسطه رشیدرضا/ مقصود سیدجمال بازگشت به سلف در عمل بود 
وقتی که سیدجمال از سلف سخن می گفت، مقصودش این بود که در عمل سلفی باشیم نه در فکر؛ اما رشید رضا این را عوض کرد و گفت ما باید در فکر هم سلفی باشیم و سلفی گری را با ابن تیمیه پیوند زد و آن را به اسم او تمام کرد. با توجه به این که ابن تیمیه تقلید از ائمه چهارگانه اهل سنت را نادرست می دانست، با این کار تقلید به اصول دین راه یافت و زمینه برای اجتهاد در عمل فراهم شد. 
همسویی وهابیت و آمریکا در جایگزین سازی سلفیت سید جمال با سلفیت ابن تیمه ای 
در تقابل با جمال عبدالناصر، آمریکا که می خواست جریان چپ گرای سوسیال در جهان اسلام گسترش پیدا نکند، دست وهابیت را باز گذاشت و وهابیت هم جریان سلفی ابن تیمیه ای را به جای سلفیتی که در شمال آفریقا و در جهان اسلام و توسط سیدجمال و عبده مطرح شده بود، جا زد و مطرح کرد. 
تکرار ماجرای شکل گیری اشاعره/ جریانی از سلفیت که رنگی از عقل گرایی دارد غالب خواهد شد 
در صدر اول اسلام ما شاهد دو جریان عقل گرای معتزله و جریان اصحاب حدیث هستیم که از دل آن ها ترکیبی به نام اشاعره به وجود آمد و اشاعره تفکر غالب اهل سنت در طول هزار سال گذشته است. بنده معتقدم که این اتفاق در سلفیت هم خواهد افتاد؛ یعنی جریان سلفی جریان غالب خواهد شد، اما جریانی که رنگی از عقل گرایی هم به خود خواهد گرفت؛ یعنی مقداری از آن عقل گرایی را اتخاذ خواهد کرد اما مبانی همان مبانی سلفی خواهد بود و چیزی مانند اشاعره با توجه به فضای مدرنیته به وجود خواهد آمد. 
عوامل استمرار و گسترش تفکر سلفی/ نبود تفکر بدیل در جهان اهل سنت برای پاسخ به مدرنیته 
یکی از عوامل بسیار مهم در استمرار تفکر سلفی گری، عدم حضور تفکر بدیل برای پاسخ به شبهات مدرنیته است. ما چنین تفکری را در جهان اهل سنت نداریم. کسانی مانند محمد عبده آمدند اما پس از او کسی راه او آن چنان که باید و شاید ادامه نداد. این یکی از عوامل اصلی گسترش سلفی گری در جهان خواهد بود. 
قداست سلف برای اهل سنت؛ عاملی دیگر 
عامل دیگر در گسترش سلفیه در جهان قداست سلف برای اهل سنت است. نمی توان سلف را از اهل سنت گرفت و همه معتقدند که فهم سلف اعتبار دارد اما در درجه اعتبار آن اختلاف دارند. آن ها معتقدند که اسلام را از صحابه گرفته اند و معنا ندارد که صحابه را کنار بگذارند. اما مسئله ای که در کنار این باور وجود دارد این است که هر چند اسلام را از صحابه گرفته اند اما تفسیر آن ها از اسلام صحابه می تواند رنگ و بوی عقلی و یا رنگ و بوی دیگری بگیرد و یک جوری فضا تلطیف شود؛ همچنان که اشاعره و ماتریدیه گفتند حرف هایی که ما می زنیم حرف های صحابه هم هست و فهم ما از اسلام صحابه این است. 
سومین عامل را قدرت شیعه در منطقه است. مقابله با شیعه از این جهت علی الخصوص با رهبری وهابیت و آل سعود صورت می گیرد و ما گاهی خودمان هم در ایران اسلامی با عمل خودمان و با مدیریت های خودمان دقیقاً در زمین مخالفان بازی می کنیم. آمریکا می خواهد کاری کند که اهل سنت پشت این مخالفان ما قرار بگیرند و اقدامات ما هم گاه در همین جهت قرار می گیرد و خودمان عملاً به تقابل شیعه و سنی کمک می کنیم. 
سنّی امروز می بیند که هیچ کسی را ندارد که از او دفاع کند و تنها جریانی که دارد از او دفاع می کند سلفیت و وهابیت است، پس به او متمایل می شود. این هم چیزی است که باید به آن دقت داشت. 
نبود خلافت؛ عامل گرایش اهل سنت به سلفیت/ سه جریان سلفی با آل سعود مخالفند 
یک عامل دیگر در این زمینه نبود یک خلافت اسلامی و حکومت اسلامی در جهان اهل تسنن است. اکثر سلفی ها آل سعود را نمی خواهند. یعنی از 250 میلیون سلفی که امروز در جهان اسلام وجود دارد، 200 میلیون آن آل سعود را نمی خواهد ولی وقتی که می بیند هیچ چیز دیگری نیست می گوید این بهترین حکومتی است که الان موجود است؛ والا اخوان المسلمین با آن مخالفند، دیوبندی ها با آن مخالف هستند، القاعده با آن مخالف است. در واقع از چهار جریان سلفی وهابی و اخوان المسلمین و دیوبندی و القاعده جهادی سه جریان چندان تمایلی به آل سعود ندارند. 
سقوط امپراطوری عثمانی برای اهل سنت بسیار گران تمام شده است. نبود یک خلافت یا حکومت اسلامی اهل سنت را دچار یک بن بست کرده است و در این شرایط قدرت گرفتن شیعه سنگینی این مسئله را برای اهل سنت بیشتر کرده است. 
ضعف تصوف و اشاعره؛ از عوامل گسترش سلفی گری 
عامل دیگر در گسترش یافتن سلفی گری که رو به رشد ارزیابی است، ضعف تصوف و اشاعره است. تقریباً امروز اشاعره و ماتریدیه رنگ تصوف دارند و تصوف از نظر فکری نتوانسته است جهان اسلام را پیش ببرد. بزرگان بی سواد و بزرگانی که آن کرامت ها و آن تعلق خاطرهایی را که به مباحث اخلاقی داشتند دیگر ندارند. نتیجه این امر این است که وقتی که به تصوف نگاه می کنند و آدم هایی می بینند که سواد چندانی و دینی آن چنان که باید و شاید ندارند، وقتی که وهابیت با تصوف مقابله می کند وهابیت را تأیید می کنند. 
تخریب قبور توسط روشنفکران اهل سنت هم تأیید می شود 
همین تخریب قبوری که الان انجام می گیرد توسط خیلی از روشنفکران اهل سنت تأیید می شود و بسیاری از کسانی که گرایش های حتی مصلحانه هم دارند مانند محمد عبده معتقد است که این ها خرافات و بدعت است و صراحتاً این مطلب را در کتاب های خود گفته است. 
آزادی عمل وهابیت در همه کشورهای سنّی/ الأزهر تنها شده است 
نبود حکومتی حمایت گر از طیف مقابل وهابی در بین کشورهای سنی عاملی دیگر در زمینه رشد سلفیه است. ما الان 57 کشور مسلمان داریم و هیچ کشور سنی از جریان مخالف وهابیت حمایت خیلی جدی نمی کند. اگر وهابیت به این کشورها بیاید و کاری به سیاست سکولارها نداشته باشد آن هم کاری به وهابیت ندارند و اتفاقاً به آن کمک هم می کنند. چون جریانی است که عالم پرورش می دهد اما بقیه جریان ها کاری نمی کنند. 
در مقابل وهابیت فقط الأزهر را داریم که الان تقریباً تنها شده است و آن چنان قدرتی پشت آن نیست. 
نقش آمریکا و اسرائیل در گسترش سلفی گری/ آمریکا هر چه تلاش کند داعش از بین نخواهد رفت 
حضور آمریکا و اسرائیل در منطقه عامل دیگری است. اگر بررسی کنید می بینید که هر چقدر آمریکا در خاورمیانه بیشتر حضور پیدا کرده است سلفی ها و مخصوصاً سلفی های جهادی بیشتر شده اند. اگر به 30، 40 سال اخیر نگاه کنید می بینید که بعد از حمله آمریکا به افغانستان و عراق سلفی های جهادی و مخصوصاً تکفیری به مراتب بیشتر شده اند. در سال 1984 دو هزار نفر سلفی جهادی در افغانستان داشتیم ولی الان حداقل 30 الی 40 هزار تکفیری سلفی در منطقه داریم؛ غیر از این که صدها هزار نفر با ابوبکر البغدادی اینجا و آنجا بیعت کرده اند. آمریکا هر چه در جهان اسلام برای نابودی داعش دست و پا بزند، تعداد افراد داعش بیشتر خواهد شد و کمتر نخواهد شد. 
سر برآوردن توحیدگرایی سلفی از دل نظریه «کسب» اشعری 
کل ماتریدیه، کل اشاعره و کل اهل سنت قائل به نظریه کسب هستند. یعنی معتقدند که تمام افعال انسان را خدا می آفریند. اگر من حرف می زنم، دستم را تکان می دهم و نگاه می کنم هر سه از سوی خدا خلق می شود و کسب آن از من است. بر این مبنا پیامبر خدا هم نمی تواند از خودش چیزی بیافریند و فقط کسب می کند. بنابراین پیامبر نمی تواند مرا هم کمک کند. این تفکر اهل سنت است. 
نسبت معکوس اثرگذاری آموزه ولایت تکوینی تصوف و توحیدگرایی سلفی 
آن چه این تفکر را رنگ زده است، ولایت تکوینی اهل سنت است. اگر امروز اهل سنت در طول زمان پذیرفته اند که اولیاء الله می توانند تصرف در وجود کنند به آن ولایت تکوینی برمی گردد که در تصوف وجود دارد. بنابراین هر چه جریان تصوف در جهان اهل سنت ضعیفتر شود جریان فکری توحیدی سلفی در جهان اسلام گسترش پیدا خواهد کرد؛ چون اگر چیزی مانع است ولایت تکوینی تصوف است که اگر حذف شود، یک سنی خواهد گفت که وقتی که تمام افعال عباد توسط خدا خلق می شود، پیامبر هم همین است. 
سنی اگر سنی باشد با اصل توسل و با شفاعت مشکل نخواهد داشت 
سنی اگر سنی باشد با اصل توسل و با شفاعت مشکل نخواهد داشت اما با استغاثه مشکل خواهد داشت. این ها با هم فرق دارد. او اصل توسل و شفاعت را می پذیرد چون ارتباطی با ولایت تکوینی ندارد اما به استغاثه و استمداد از ارواح اولیاء الهی مشکل پیدا می کند، چون نمی تواند بپذیرد که من درخواست مستقیم کار خدایی از ولی خدا دارم. 
شواهد فراوانی هم در منابع اهل سنت هست که اگر بدفهمی شود تخریب قبور اتفاق می افتد. اهل سنت روایت دارند و می گویند که پیامبر فرمود: خدا لعنت کند کسانی را که قبر انبیاء خود را مسجد قرار دادند. کسی که ظاهر این روایت را می گیرد خیلی راحت این تفکر را می پذیرد. 
عوامل سیاسی، فکری و فرهنگی گسترش سلفی گری، به طور خلاصه 
بر این اساس نبود خلافت اسلامی و حکومت اسلامی، حضور آمریکا در منطقه، حضور حاکمان سکولار و قدرت شیعه در منطقه چهار عامل سیاسی است که تفکر سلفی را گسترش خواهد داد. 
عوامل فکری ـ تاریخی در طول تاریخ اهل سنت مانند نظریه کسب نیز در این زمینه مؤثر است. عامل فکری و فرهنگی ای هم که بر این ها باید افزود دعوایی است که آن ها با مدرنیته به صورت جدی دارند و به دنبال یک قرائت جدید از اسلام هستند که البته آن اصول مبنایی خودشان را تغییر ندهند. این عوامل دست به دست هم می دهند که تفکر سلفی رشد کند. 
آینده از آن کدام جریان سلفی خواهد بود؟ 
به نظر بنده جریانی که رشد خواهد کرد جریان وهابی نخواهد بود، بلکه جریان اخوانی بیشتر از همه در جهان اسلام در آینده رشد خواهد کرد. 
تقسیم بندی ای که می توان بر مبنای آن سخن گفت این است که سلفی گری را سه قسم کنیم؛ سلفی گری تقلیدی، سلفی گری اصلاحی و سلفی گری جهادی. سلفی ای که گرایش تقلیدی دارد می خواهد از گذشته تقلید کند که وهابی ها در این طیف هستند و خیلی از افرادی مانند البانی در این طیف قرار می گیرند. سلفی های اصلاحی به دنبال اصلاح فضای موجود هم هستند که جریان اخوان المسلمین شاید بهترین گروهی است که می شود برای این جریان از آن نام برد و سلفی های جهادی که می خواهند با جهاد به حکومت برسند و موفق نخواهند بود. 
جریان سلفی های جهادی تنها در صورت شکل گیری حکومت اسلامی معتدل سنّی فروکش می کند 
ممکن است ما تا 100 سال دیگر هم گرفتار سلفی های جهادی باشیم، مگر این که حکومتی اسلامی شکل بگیرد. اگر اهل سنت به یک حکومت اسلامی معتدل و خوب برسند سریع تفکر سلفی جهادی فروکش می کند و خیلی از جوان هایی که در جریان سلفی هادی هستند جذب آن حکومت اسلامی معتدل می شوند، اما اگر نشود و فضایی که امروز هست ادامه پیدا کند هر روز سلفی های جهادی در جهان اسلام گسترش پیدا خواهند کرد و لذا می بینید که همین که ابوبکر البغدادی ادعای خلافت اسلامی می کند، سلفی های تقلیدی به شدت مقابله می کنند و حتی اخوانی ها هم مخالفت می کنند، اما از آن طرف بسیاری از جوانانی که شاید از القاعده بودند و شاید از القاعده هم نبودند با او بیعت می کنند؛ چون احساس می کنند که به هدف شان که همان خلافت اسلامی یا حکومت اسلامی است نزدیک شده اند. 
احتمال ادعای مهدویت از سوی القاعده ای ها در آینده 
احتمال دارد که در آینده فردی از القاعده ای ها و سلفی های جهادی ادعای مهدویت هم بکند. این به این دلیل است که این ها معتقدند که در فضای موجود جهان اسلام هیچ کس نمی تواند ادعای خلافت کند مگر مهدی. این فضایی است که در القاعده وجود دارد. لذا بعضی از القاعده هم آمدند با ابوبکر البغدادی تقابل کردند و احتمال این که ببینند این پروژه شکست خورد دوباره فردی از القاعده در همین منطقه یا منطقه دیگر ادعای مهدویت کند و بگوید شما به دنبال مهدی بودید که خلافت اسلامی داشته باشد و من همان مهدی هستم. 
در مجموع شرایط و فضا و اتفاقاتی را که در آینده خواهد افتاد بسیار تأثیرگذار است. تحلیل هایی که من کردم طبق آن مبانی است که وجود دارد و اگر آن مبانی تغییر کند خود به خود خیلی از تحلیل ها هم جابجا می شود، اما با توجه به فضایی که بنده از جهان اهل سنت می شناسم این ها دارد ادامه پیدا می کند و هر روز هم بیشتر شده است. 
در مورد داعش هم آمریکا فقط حرف های توخالی می زند و اگر هم آن را بزند محدوده های اطراف آن را فقط خواهد زد و کاری به منطق حکومت اصلی آن ها نخواهد داشت. داعش هم اگر در منطقه ماند و از بین نرفت یا به جای دیگری منتقل نشد، که به نظر من تا پنج، شش سال دیگر در منطقه می ماند، یک مقدار از تندروی های خود دست برمی دارد و یک مقداری تندروی ها را کم می کند، چون نمی تواند همه مردم عادی را بکشد. 




نظرات کاربران