در حال بارگذاری ...

علیرضا کمیلی

 

1. از وقوع جنگ تا زلزله بم و از زیارت اربعین تا 22 بهمن، همگی چون جلوه حضور پرشور مردم هستند، رخدادهایی دلنشین و موفق محسوب می شوند. اساسا هر عرصه ای که انقلاب اسلامی در آن پیش رفت عرصه ای بود که مردم در آن میدان دار شدند.

اگر این تجارب و تجربه های دیگر هم نبود باورمان به قرآن کریم که فرمود «ما ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ...» کافی بود تا بدانیم که دین خدا باید بتواند توسط اکثریت جامعه منتشر شود و تا جامعه ای به میدان نیاید آن هدف به کمال محقق نخواهد شد.

2. رهبر معظم انقلاب نیز در همین راستا سعی کرده اند تا در همه عرصه های مهمی که حیات انقلاب بدانها وابسته است مساله حضور مردمی را مطرح کنند و بر لزوم آگاه سازی جامعه در آن مساله تاکید نمایند.

ایشان از همه دلسوزان جامعه خواستند تا مسائلی چون «مطالبه عدالت اجتماعی»، «اقتصاد مقاومتی» و... را به مطالبه افکار عمومی و گفتمان غالب جامعه بدل کنند. این مساله یعنی تا اکثریت جامعه نسبت به اهمیت یک موضوع توجیه نشود تحقق نهایی مساله در آن جامعه میسور نیست و نمی شود در مسائل مهم مذکور فقط جمعی از جامعه را فعال کرد و انتظار توفیق داشت.

3. از جمله عرصه های مهمی که رهبری در سالهای اخیر بارها بدان تاکید کرده اند و از اقدامات دشمن در کشورهایی چون پاکستان و افغانستان و سوریه و عراق و لبنان و ... نیز می توان بخوبی دانست که پاشنه آشیل آینده جامعه ما نیز می تواند این مساله باشد امر «وحدت اسلامی» است.
وحدت اسلامی به معنای ضمانت زندگی مسالمت آمیز مسلمانان در کنار یکدیگر و جلوگیری از رشد جریانات افراطی و تکفیری است. وحدت اسلامی به معنای عامل عزت و قدرت مسلمین و ممانعت از استیلای دشمنان بر جان و مال و ناموس آنان است.

4. متاسفانه اما بدلیل باقی ماندن رسوبات درگیری های مذهبی دوره عثمانی صفوی و جانیفتادن گفتمان تمدنی حضرت امام خمینی که دوگانه شیعه – سنی را به دوگانه ظالم – مظلوم بدل کرد و شاه شیعه دوست اسرائیل را در ذیل اسلام آمریکایی و مجاهد سنی فلسطینی را در ذیل اسلام ناب محمدی ص تعریف می کرد، در بدنه مذهبی جامعه ما، زمینه های افراطی هنوز در میان ما وجود دارد.
در آن سو، اهل سنت جامعه ما نیز در عین اعتدال فکری و رفتاری که دارند، زمینه تاثر از جریانات افراطی و خارجی را دارند و این یعنی زمینه های شکسته شدن اخوت اسلامی و همدلی جامعه وجود دارد و باید به فکر بیرون کردن زمینه های تخریب این همزیستی بود.

5. از آنجا که مساله وحدت اسلامی امری حیاتی در جامعه است و فقدان آن می تواند جامعه اسلامی را به خرابه ای بزرگ بدل کند از همان ابتدای انقلاب نسبت به آن دغدغه و دلسوزی وجود داشت ولی با کمال تاسف برای عمومی سازی این گفتمان اقدامات کافی صورت نگرفت.
همایش های بین المللی تقریب در ایران و کشورهای دیگر گرچه موثر بود ولی گاها می شد که در زمان برگزاری آنها بخش مهمی از جامعه حتی از وقوع این همایش یا ماوقع آن باخبر نمی شد! لذا خلأ انجام اقدامات مردمی در این عرصه مهم به خوبی حس می شد.

6. وقتی سخن از «گفتمان سازی» یک پدیده به میدان می آید، مراد، تبدیل یک گزاره مهم به باور عمومی جامعه است. از انجا که مقوله وحدت امری مذهبی و گره خورده با مقولات مقدس است، بدون اصلاح فکر مبلغان مذهبی نمی توان توفیق کافی در گفتمان سازی پیدا کرد.
مخاطب گرفتن بدنه مذهبی جامعه در این مقوله، امری است که صرفا اولویت رتبی دارد و به این معنا نیست که فقط این بدنه را باید مد نظر داشت. البته تصور ضرورت وحدت برای عامه مردمی امری سهل است و چنانچه قرآن تاکید می کند که «
ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم» مردم جامعه که زندگی محور هستند نیز به خوبی درک می کنند که با درگیری دائمی نمی توان یک زندگی آرام و بی دغدغه داشت.

7. کاروان «سرزمین برادری» یکی از سلسله اقدامات اتحادیه بین المللی «امت واحده» در راستای مردمی سازی وحدت اسلامی بود. جمعی از نخبگان ایرانی شاید برای اولین بار به صورت دسته جمعی به سراغ بخشی دیگر از نخبگان و مردم جامعه خود رفتند و تلاش کردند تا تصویر واقعی از یکدیگر بیایند و همزیستی را به نمایش بگذارند.

بدلیل اینکه امروز یکی از مهمترین ابزارهای ایجاد تصویر ذهنی غلط و شایعات و توهین ها و... نسبت به سایر اقوام و مذاهب، رسانه ها و شبکه های اجتماعی هستند، ارتباطات حضوری میان مردم و نخبگان از اقوام و مذاهب مختلف یک جامعه می تواند بعنوان تنها راه زدودن آن تصورها و جایگزین کردن محبت و برادری باشد. چه خوب گفت شاعر که «شنیدن کی بود مانند دیدن» و در حقیقت بعید است در شرایط غلبه نارضایتی، بتوان پاسخ جوسازی رسانه ای را با رسانه داد. از همین روست که ارتباطات شفاهی راهکاری موثر و بی بدیل می باشند.

 




نظرات کاربران