در حال بارگذاری ...

چون امام خمینی شعار دفاع از مستضعفان و آزادگی سر می داد، صدایش به گوش انقلابیون الجزایر رسید. حرف های امام خیلی به دل آنها می نشست. من در ایام انقلاب نوجوان بودم و خیلی از نزدیک با انقلاب آشنا نبودم. من در آن زمان جزو جریانات اسلامی مثل اخوان المسلمین بودم.

ما در گردآوری خاطرات شفاهی انقلاب کم کاری کرده ایم. این کم کاری در خاطرات شفاهی انقلاب در خارج از مرزها به شدت بیشتر بوده است. به همین دلیل است که وقتی خاطراتی از تاثیرات انقلاب در کشورهای دیگر می شنویم باورمان نمی شود.

برای مرور خاطرات دکتر طارق ابوسمیر از بازتاب های انقلاب در الجزایر سراغ این استاد جامعة المصطفی قم رفتیم.

 

انقلاب ایران حکیمانه تر از انقلاب الجزایر بود

من دکتر طارق ابوسمیر هستم از الجزایر. زمانی که انقلاب ایران شکل گرفت در الجزایر بودم. زمینه های انقلابی الجزایر خیلی به انقلاب ایران نزدیک بود. الجزایر در راه انقلابش حدود 2 میلیون شهید داد. این کشور 130 سال مستعمره فرانسه بود. مقاومت مردم بالاخره در 1962 به پیروزی رسید و الجزایر مستقل شد، استقلالی خونین با 2 میلیون شهید!

تفاوت انقلاب ایران و انقلاب الجزایر این است که انقلاب ایران خیلی حکیمانه بود. امام بعد از انقلاب مزدوران شاه و بیگانگان را کاملا از حکومت اخراج کرد. این اتفاق متاسفانه در الجزایر نیفتاد. الان مشکل ما در الجزایر این است که هنوز مزدوران فرانسه نظر و سلطه شان تاثیر دارد. هروقت دیدید کسانی بر ضد روابط ایران و الجزایر صحبت می کنند بدانید از مزدوران کشورهای غربی هستند. رهبر معظم انقلاب در جایی گفته بود انقلاب الجزایر انقلاب خیلی بزرگی بود اما در این انقلاب اقداماتی که باید بعد از انقلاب انجام می شد، متاسفانه انجام نشد. در مصر هم همین اتفاق افتاد.

چون امام خمینی شعار دفاع از مستضعفان و آزادگی سر می داد، صدایش به گوش انقلابیون الجزایر رسید. حرف های امام خیلی به دل آنها می نشست. من در ایام انقلاب نوجوان بودم و خیلی از نزدیک با انقلاب آشنا نبودم. من در آن زمان جزو جریانات اسلامی مثل اخوان المسلمین بودم.

صدام معاون اول رئیس جمهور ما را کشت

بعد از انقلاب و در ایام دفاع مقدس با انقلاب ایران آشنا شدم. چون دولت الجزایر در دفاع مقدس نقش بزرگی داشت. معاون اول رییس جمهور الجزایر یعنی صادق بن یحیی به ایران آمد تا راه حلی برای حل جنگ ایران و عراق پیدا کند، اما صدام با موشک هواپیمای او را زد و او شهید شد. یکی از رفقایم تعریف می کرد که در آن زمان که این واقعه اتفاق افتاد مردان و زنان الجزایری گریه می کردند.

گریه می کردیم ولی نمی دانستیم چرا!

بیشتر مردم الجزایر بعد از رحلت امام خمینی «ره» با ایشان آشنا شدند. قبل از رحلت ما در روزنامه ها درباره امام می خواندیم، اما وقتی مردم تشییع جنازه عظیم امام را در تلویزیون دیدند، برایشان سوال شده بود که مگر این مرد که بوده که اینطور جمعیت میلیونی مردم بخاطر رحلتش به سر و سینه می زنند؟ یکی از آن افراد خود من بودم. یادم هست که روز تشییع جنازه امام خمینی در خانه بودم و پدر و مادرم داشتند تلویزیون تماشا می کردند که تشییع جنازه امام را نشان می داد. تصاویر را که می دیدم گریه می کردم در حالی که خودم نمی دانستم برای چه دارم گریه می کنم! پدرم هم گریه می کرد ولی نمی دانست برای چه! به پدرم گفتم چرا گریه می کنید مگر او را می شناسید؟ گفت نه ولی احساس می کنم شخص صادقی است.

امام را درست نمی شناختیم ولی همین که تصویرش را می دیدیم و صدایش را با اینکه فارسی بلد نبودیم می شنیدیم، احساس می کردیم که حرفی است که از دل برمی آید. این باعث شد که من دنبال امام و انقلاب راه بیفتم. تحقیقاتم درباره انقلاب را شروع کردم. سال 1989 بود که یک حالت دگرگونی در من ایجاد شد. بعضی از دوستان من قبل از اینها این حالت را پیدا کرده بودند. در تحقیقاتم به یک جایی رسیدم که دیدم امام واسطه فیضی است که باید به آن وابسته بشویم تا به رضای خدا برسیم.

 من هروقت امام را در تلویزیون می دیدم اشک می ریختم ولی نمی دانستم که چرا! احساس می کردم که چیزی از درون مرا به گریه وامیدارد. بعد از هشت ماه تحقیق به این نتیجه رسیدم که راه امام حق است و تصمیم گرفتم خودم را وقف امام و انقلاب کنم. شروع کردم به رساندن حرف انقلاب به مردم.

دشمنان امام عاقبت های بدی داشتند

در میان مردم الجزایر امام جایگاه خاصی داشت. اما هرکسی که بزرگ باشد دشمنانی علیه او دست به کار می شوند. امام هم از این قاعده مستثنا نبود. متاسفانه برخی اسلامگراها وقتی دیدند که امام در میان مردم جایگاه پیدا کرده، خیلی سعی کردند که چهره ایشان را مخدوش کنند. ولی هرکس که سعی کرد چهره امام را مخدوش کند، عاقبتش خیلی عجیب و غریب بود. یکی از آنها که من می شناسم در واقعه ای وحشتناک از دنیا رفت و تکه تکه شد. در مسیر حرکت برای سخنرانی علیه امام بود که تکه تکه شد.

«محمد» شهید الجزایری در جنگ تحمیلی

در همان اول انقلاب بعضی از جوانان انقلابی الجزایر با سختی خود را به ایران رساندند. حتی بعضی ها قبل از پیروزی انقلاب به ایران آمدند و در راهپیمایی ها شرکت می کردند. دو سه نفر بودند که آمده بودند و بعد از برگشت چندین ماه در ادارات اطلاعاتی الجزایر مورد بازجویی قرار می گرفتند.

بعدها در تحقیقاتم متوجه شدم که از الجزایر کسانی برای شرکت در جبهه های ایران علیه صدام شرکت کردند. یکی از این افراد به نام «محمد» الان در گلزار شهدای قم مدفون است. او الجزایری بود ولی در فرانسه زندگی می کرد. تحت تاثیر انقلاب قرار گرفت و به ایران آمد و در جبهه به شهادت رسید. او از رفقای «کمال کورسل» شهید فرانسوی بود که با هم در جنگ شرکت کرده بودند.

جوانانی که بعد از انقلاب به ایران آمدند، بعد از برگشت فکر انقلابی ایران را در میان مردم رواج می دادند. من کسانی را می شناسم که شاید نماز هم نخوانند ولی وقتی درباره انقلاب ایران صحبت می کنند، گویی که یک ایرانی دارد صحبت می کند. آثار بعضی متفکران ایرانی مانند دکتر شریعتی، شهید مطهری و شهید دستغیب و ... بعد از انقلاب به الجزایر آمد و مورد استقبال واقع شد.

من یک بار به ملاقات یکی از سرهنگ های ارتش الجزایر رفته بودم. در این ملاقات نگاهم به کتابخانه شخصی او افتاد. دیدم که کتاب های تفسیر المیزان علامه طباطبایی، کتاب های شهید مطهری و دیگران در کتابخانه موجود است.

بخاطر حزب الله ایران را دوست دارند

مردم الجزایر خیلی به حزب الله لبنان علاقه دارند و یکی از دلایل علاقه شان به ایران پشتیبانی ایران از حزب الله است. بعد از جنگ 33 روزه حزب الله و اسرائیل، صداقت ایران در مبارزه با اسرائیل برای مردم روشن شد.

بعد از جنگ 33 روزه به الجزایر رفته بودم. در کشور ما قهوه خانه زیاد است و مردم خیلی از وقت خود را در قهوه خانه می گذرانند. من هم برای دیدار دوستانم به قهوه خانه رفته بودم. تلویزیونی که در قهوه خانه روشن بود داشت علیه ایران صحبت می کرد. کسانی که در قهوه خانه بودند شروع کردند به حمایت از ایران. چراکه ایران از حزب الله در برابر اسرائیل پشتیبانی کرده بود.

اقدامات ایران در سوریه هم برای انقلابیون الجزایر تحسین برانگیز است. حتی تبلیغات شدیدی که رسانه های عربی و غربی علیه ایران انجام داده اند تاثیر چندانی نداشته است. مردم الجزایر بیش از آن که به رسانه هایی مثل الجزیره و العربیه اعتماد داشته باشند به المنار و العالم اعتماد دارند.

روحیه انقلابی گری در الجزایر همواره وجود داشته است. الجزایر در قضیه سوریه حاضر نشد از تروریست ها حمایت کند. یکی از مقامات سعودی به الجزایر آمده بود تا نسبت به بدگویی انقلابیون الجزایر از سعودی اعتراض کند ولی رییس جمهور اصلا اجازه ملاقات به او نداد. در همین ایام اخیر دولت الجزایر نسبت به تروریست خواندن حزب الله توسط اتحادیه عرب اعتراض کرد. چند سال قبل سعد حریری به الجزایر رفته بود تا دولت الجزایر را واسطه قرار دهد که حزب الله سلاحش را به دولت لبنان تحویل دهد ولی مسئولین الجزایری گفته بودند حزب الله دارد با اسرائیل می جنگد ما چطور چنین درخواستی از حزب الله بکنیم؟!

الجزایر مشتاق گسترش روابط است ولی...

دولت در الجزایر سکولار است ولی به دین خیلی علاقه دارد. خود رییس جمهور به صوفیان خیلی علاقمند است. روش شان مانند صوفیان است و معتقدند که نباید دین در سیاست دخالت کند.

از اول انقلاب روابط ایران و الجزایر خیلی خوب بود تا سال 1990. اما از این به بعد مشکلات داخلی الجزایر باعث شد روابط ایران و الجزایر حتی قطع شود.

در سال 1990 یک شورش سیاسی انجام شد و باعث شد که گروه های تندرو که یکی از آنها جبهه نجات اسلامی بود به قدرت برسند. پشت پرده این گروه عربستان بود و رویکردهای سلفی داشتند. آنها در انتخابات شرکت کردند و با برجسته کردن مطالبات مردم توانستند رای بیاورند. بعد یک دفعه شروع کردند به اعمال افراطی. مثلا با کلاشینکف به محل های فساد رفتند و به سمت آن شلیک کردند. یا اینکه به زندگی خصوصی مردم سرک می کشیدند و مثلا دختران بی حجاب را در خیابان می زدند. آنها با اعمال افراطی شان دولت را مجبور کردند که جلویشان بایستد. وقتی دولت با آنها برخورد کرد، متاسفانه دیگران علیه دولت موضع گرفتند. در حالی که نمی دانستند اینها سلفی های وهابی بودند. متاسفانه اتفاقاتی در الجزایر رخ داد که در ایران بدون تحقیق درباره آن قضاوت می شود.

غیر از اینها اسلحه هم از فرانسه وارد الجزایر شد تا در این کشور شورش ایجاد شود. این شورش ها ده سال خونین را برای الجزایر به ارمغان آورد که 400 هزار کشته به جای گذاشت. حدود 200 هزار نفر از اینها نه از دولت بودند و نه از جبهه نجات، مردم عادی بودند که بی گناه کشته شدند. من این قضایا را از نزدیک دیده ام.

خوشبختانه الان روابط ایران و الجزایر بهتر شده. بعضی از انقلابیون الجزایر اصرار دارند که پروژه های اقتصادی به ایران واگذار شود. ولی فرانسه دخالت می کند تا پروژه ها به ایران سپرده نشود. عربستان هم نمی خواهد این اتفاق بیفتد. اما گروه های نافذ در حکومت طرفدار ایران و حزب الله هستند. ولی متاسفانه بعضی اوقات خود دولت ایران هم اشتیاقی برای گسترش روابط اقتصادی و فرهنگی نشان نمی دهد.




نظرات کاربران