در حال بارگذاری ...

وقتی که یک مرجع تقلید شیعه با پرچم مکتب اهل بیت «ع» موفق شد در ایران یک حکومت اسلامی را پایه گذاری کند و طاغوت را از بین برد، ما در عربستان احساس افتخار می کردیم. در ادامه هرچه جلو آمدیم ارتباط قلبی ما با حضرت امام و انقلاب بیشتر شد.

با شخص امام خمینی(ره) ارتباط قلبی داشتیم

من احمد الحرز هستم از عربستان سعودی متولد شهر الدمام. چند سال بعد از انقلاب به ایران آمدم و در قم مشغول تحصیل هستم. من در ایام انقلاب حدود 15 – 16 سال داشتم. در همان ایام نوجوانی احساس می کردیم که انقلاب به ما هم مرتبط است. بیشتر از ایران با شخص امام خمینی «قدس» ارتباط قلبی پیدا می کردیم.

در استان شرقی عربستان شیعیان در شهرهای الاحساء و قطیف و الدمام زندگی می کنند. در قطیف بیش از 95 درصد مردم شیعه اند. در الاحسا قبلا شیعیان بیشتر بودند الان تقریبا با اهل سنت نصف نصف هستند. در شهر الدمام قبل شیعیان کمتر بودند ولی الان نصف نصف هستند. دمام شهری صنعتی است که شیعیان الاحسا به آن مهاجرت کردند.

شیعیان عربستان خیلی بر مکتب اهل بیت «ع» پافشاری دارند. وهابیتی که در عربستان موجود است باعث شد که شیعیان علاقه بیشتری به مکتب اهل بیت «ع» پیدا کنند. وقتی که یک مرجع تقلید شیعه با پرچم مکتب اهل بیت «ع» موفق شد در ایران یک حکومت اسلامی را پایه گذاری کند و طاغوت را از بین برد، ما در عربستان احساس افتخار می کردیم. در ادامه هرچه جلو آمدیم ارتباط قلبی ما با حضرت امام و انقلاب بیشتر شد.

 

قبل از انقلاب یک تشیع روزمره داشتیم

در دبیرستان خیلی علنی از حضرت امام صحبت می کردیم و به پیروی از ایشان افتخار می کردیم. در آن سن و سال ابعاد انقلاب را کاملا درک نمی کردیم. معجزه بودن انقلاب را بعدا درک کردیم. جامعه ما – چه شیعه و چه سنی – روز به روز به سمت بی دینی و کمرنگ شدن ارزش های اسلامی پیش می رفت. انقلاب اسلامی بود که توجه به دیانت را دوباره زنده کرد.

شیعیان عربستان قبل از انقلاب یک دینداری روزمره معمولی داشتند. یعنی نماز می خواندند و روزه می گرفتند و ... اما هدف خاصی نداشتند. کل هدف شان همان حفظ شعائر مذهبی تشیع بود. هیچ هدف بلند سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نداشتند. وقتی حضرت امام آمد احساس کردیم که شیعه بودن باعث افتخار ماست. بعد از انقلاب ما خود را مسئول می دانستیم که باید کاری کنیم تا فرهنگ انقلاب گسترش یابد و تعمیق یابد. احساس می کردیم که تکلیف ماست که فرهنگ انقلابی امام را به تشیع روزمره معمولی جامعه پیوند دهیم. مثلا بعد از یک و دوسال بعد از انقلاب در شبهای احیا به دنبال نشر افکار حضرت امام ونشریات انقلابی ایشان بودیم.

 

زن ها طلاهایشان را برای جبهه های ایران هدیه می کردند

مردم ما با پیروزی انقلاب جشن های بزرگی گرفتند. به همدیگر تبریک می گفتند و صلوات می فرستادند. جلوتر که آمدیم وقتی در جبهه ها نیروهای ایرانی در عملیات ها پیروز می شدند، در بازار شیرینی پخش می کردند. مردم ما به صحبت های امام دقیقا گوش می کردند. مردم در مساجد ، هیئتهاى مذهبى ،مراکز، بازار ومیوه فروش ها درباره اوضاع ایران و اوضاع جبهه ها صحبت می کردند. گویی این انقلاب، انقلاب خودمان است. با این روحیه با انقلاب برخورد می کردیم. در زمان جنگ ایران و عراق مردم بین خودشان برای جبهه ها کمک جمع می کردند. خیلی از زن ها طلاهای خود برای پیروزی رزمندگان ایرانی هدیه می کردند. پول و طلاهای بسیاری جمع می کردند و به ایران می فرستادند.  

الان پنج شهید عربستانی در گلزار شهدای قم مدفون هستند که در جبهه ها به شهادت رسیدند. سه نفر از اینها طلبه بودند و در قم درس می خواندند و به جبهه رفتند و شهید شدند. اما دو نفر دیگر فقط بخاطر اداء تکلیف وشرکت در جبهه به ایران آمده بودند. حکومت عربستان برای اینها محدودیت های زیادی گذاشته بود. 

 

ایران پیروز می شود چون «حق» است!

احساس می کردیم که کل دنیا علیه این انقلاب جبهه گرفته اند و می گفتیم که به همین دلیل این انقلاب حقانیت دارد. احساس می کردیم که این فکر امام واقعا فکر اهل بیت «ع» است. سالها از روی منبر می شنیدیم که "یالیتنا کنا معکم فنفوز فوز عظیما" " یا هیهات من الذله" ، ولی وقتی امام آمد این اندیشه ها و این شعارها در قلوب ما احیا شد.

بعد از حمله عراق به ایران بود که من در یک شرکتی در عربستان کار می کردم. یک آمریکایی بود که وقتی فهمید ما شیعه هستیم آمد جلو و گفت به نظر شما در این جنگ چه کسی پیروز می شود. ما خیلی صریح گفتیم ایران پیروز می شود. گفت چرا؟ بی درنگ گفتیم چون اینها حق هستند.

 

اهل سنت عربستان در ابتدا طرفدار ایران بودند

ما اخبار انقلاب را بیشتر از رادیو تهران عربی دنبال می کردیم. همچنین از کانال مونت کارلو فرانسه که به زبان عربی پخش می شد اخبار ایران را پیگیری می کردیم. این شبکه فرانسوی سعی می کرد مطالب درست و غلط را قاطی کند. در بازار ومجامع عمومی که می رفتیم اکثرا شیعه بودند و در اکثر مغازه ها صدای رادیو تهران به گوش می رسید.  ولى روزنامه های رسمى عربستان بود که بیشتر علیه انقلاب کار می کردند.

اهل سنت عربستان در ابتدا همگی با ایران بودند. آنها احساس کردند که یک مرد قوی توانست شاه ایران را برکنار کند و مقابل آمریکا بایستد. چون در آن زمان مسلمانان از غرب خصوصا در ماجرای فلسطین شکست خورده بودند و کسی جرات نداشت علیه آمریکا صحبت کند. وقتی امام در این فضا آمد و شجاعانه علیه آمریکا و اسرائیل صحبت کرد و مسئله فلسطین را زنده کرد، مسلمانان به شدت استقبال کردند. در واقع کاری به شخص امام و مذهب او نداشتند، بلکه از سیاست ضد استکباری ایشان استقبال می کردند. خیلی از سنی های منطقه ما رادیو تهران گوش می کردند و با اشاره به امام می گفتند: این مرد است که توانست با دست خالی و بدون اسلحه انقلاب بزرگی برپا کند و مقابل آمریکا و اسرائیل بایستد.

 

دنبال اندیشه هاى حضرت امام

بعد از دبیرستان می خواستم برای ادامه تحصیل سفر کنم . به همین منظور همه مدارک و وسایل سفر را هم آماده کرده بودم. اما به ذهنم آمد که چرا خودم را وقف ترویج اندیشه های انقلاب نکنم؟ لذا تصمیم گرفتم به قم بیایم و به تحصیل علوم دینی بپردازم.

 

وقتی امام «ره» رحلت کردند در منطقه ما در عربستان عزاداری بزرگی برگزار شد. البته من در آن موقع در ایران بودم. صبح که بیدار شدم و این خبر را شنیدم اصلا باورم نمی شد. مثل دیوانه ها شده بودم! از خانه بیرون آمدم و از دوستانم می پرسیدم که این خبر درست است؟! گریه می کردم و دنبال کسی بودم که با او همدردی کنم. اصلا باورم نمی شد که امام از میان ما رفته است! رابطه ما با امام رابطه ای بر اساس عشق وامید بود. 

 

تبلیغاتی که آل سعود انجام داد تا جلوی صدور انقلاب را بگیرد

اما تقریبا بعد از دو سه سال حکومت عربستان احساس خطر کرد و شروع کرد به تبلیغات سنگین علیه ایران. در ابتدا ایران را به عنوان «مجوس» معرفی می کردند. در مرحله دوم شروع کردند به تبلیغات شدید علیه شیعه تا بقیه مسلمانان جهان از ایران فاصله بگیرند. روز به روز این فتنه تبلیغاتی بیشتر شد. یادم هست که در سال دوم یا سوم دبیرستان بودم که شدت تبلیغات ضد شیعی بسیار گسترش یافت. البته قبلا هم تبلیغات ضد شیعی بود ولی الان یک جنبه سیاسی هم به آن اضافه شده بود. در کتاب های درسی ما شیعه به عنوان اهل بدعت و مشرک معرفی می شدند. آنها دستورهایی از بیرون دریافت کرده بودند تا مانع صدور این انقلاب به کشورهای دیگر شوند. قدرت و رسانه ها در عربستان تماما در دست وهابیت است وبقیه اهل سنت خیلی قدرت ندارند. تقریبا کل افکار عمومی زیر نظر وهابیون است.  

 

از جمله تبلیغاتی که علیه ایران می کردند این بود که می گفتند ایرانی ها فارس و ضدعرب هستند و یا ایرانی ها پشت پرده با اسرائیل هماهنگ هستند و ... ورسانه هاى عربستان آمدند در برابر انقلاب اسلامی قومیت عربی را مطرح کردند، در حالی که خودشان پیش از این ضد قومیت گرایی بودند! اما وقتی انقلاب ایران پیروز شد از ابزار قومیت گرایی عربی علیه انقلاب استفاده کردند. و الان به دلیل ضدیت با انقلاب اسلامی طرفدار قومیت گرایی عربی شدند!

 

ارتباط شیعه و سنی خیلی عالی بود ولی ...

در سالهای گذشته شیعه و سنی در مناطق ما ارتباط خیلی خوب و عالی با هم داشتند. خود ما در دمام و احسا با اهل سنت رفاقت و صمیمیت داشتیم. واین بخاطر اعتدال ومیانه روی آنها بود. در شهر دمام وهابی ها زیاد نبودند وهابی ها بیشتر اطراف ریاض هستند. وهابیت در مناطق بیابانی بیشتر رشد می کند. دمام یک شهر ساحلی است و به همین خاطر وهابیت در آن کمتر رشد کرده است. اما در سالهای بعد دولت فتنه مذهبی ایجاد کرد تا این ارتباط خوب شیعه و سنی را به هم بزند. بعد از انقلاب و بیشتر بعد از جنگ ایران و عراق تلاش دولت برای گسترش اختلافات و فعالیت های ضد شیعی گسترش یافت.

 

رابطه شیعیان با آل سعود

در عربستان آل سعود خیلی از مناصب را از شیعیان گرفت. شیعیان در زمینه های علمی و فرهنگی حضور دارند ولی این حضورشان کمرنگ است. در پست های مهم مملکتی اصلا حضور نداریم و در سیاست های کشور دخیل نیستیم. نه تنها ما شیعیان حتی خیلی از اهل سنت هم نقشی در حکومت ندارند. شیعیان را به وابستگی به ایران ، عراق و عدم وفاداری به وطن همیشه متهم می کنند. تا شیعیان عربستان را از بقیه شیعیان جدا کنند وهدف از این کار تضعیف شیعیان می باشد.

 




نظرات کاربران