در حال بارگذاری ...

می بینید آیه شریفه چه اندازه با تأکید تام ملت اسلامی را به اعتصام و چنگ زدن بریسمان الهی و بحبل الله و تمسک بکتاب الله و عدم تفرقه و تشتت وجدائی دعوت کرده، و تذکر میدهد که نجات از اختلاف و رو آوردن بسوی ائتلاف از نعم بزرگ الهی است، و اخوت و برادری سبب رهائی از ذلت دنیا و سقوط در حفره‌های جهنم آخرت است.

آیت الله مشکینی

سخن از وحدت جامعه و فراگیرندگان احکام یعنی توده مردم که انبیاء عظام برای آنها و بسوی آنها و بخاطر هدایت و اصلاح آنها اعزام شده‌اند، عمده سخن ما در این جلسه باید در این موضوع باشد و اصلا محور بحث ما جامعه است و سخن درمورد این بحث در دو قسمت است:

قسمت اول:

توضیح درباره "دعوت لفظی و قولی اسلام" بدلالت صریح و یا اشاره بسوی اتحاد و تشکل و ارتباط تام بین اعضاء جامعه اسلامی، چنانچه در آیات زیر می خوانیم.

«واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا واذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم على شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله آیاته لعلکم تهتدون» (۱۰۳ - آل عمران)

می بینید آیه شریفه چه اندازه با تأکید تام ملت اسلامی را به اعتصام و چنگ زدن بریسمان الهی و بحبل الله و تمسک بکتاب الله و عدم تفرقه و تشتت وجدائی دعوت کرده، و تذکر میدهد که نجات از اختلاف و رو آوردن بسوی ائتلاف از نعم بزرگ الهی است، و اخوت و برادری سبب رهائی از ذلت دنیا و سقوط در حفره‌های جهنم آخرت است.

پس از توجه به این حقیقت از حضار محترم و جامعه مسلمین با کمال احترام مطالب زیر را سؤال می‌کنیم.

براستی از میان رفتن کینه و عداوت و تألیف قلوب و اخوت دینی که در این آیه شریفه بعنوان یکی از مهمترین نعمات خداوند ذکر شده و خداوند بوسیله بذل چنین سمتی منت بر مسلمین می‌نهد، آیا مخصوص عده‌ای معدود در مدینه منوره و مخصوص اصحاب پیامبر و تابعین آن حضرت بوده و یا همه امکنه و اعصار و ازمنه و اعصار را شامل می‌شود؟

آیا تفرقه و جدائی و دشمنی میان یاران پیامبر تنها در آن عصر به ضرر اسلام بود و کیان اسلام و قرآن را بخطر می‌انداخت و فعلا به ضرر ملل اسلامی نیست و اسلام و مسلمین را بخطر نمی‌اندازد؟

آیا دشمنان اسلام در آن روز قوی تر از دشمنان امروز و نفوسشان بیشتر و عده و عُده و ابزار جنگی و مهمات و افراد نظامی و دستگاه‌های جاسوسی و فعالیتشان علیه اسلام و توانائی رزمی و وسایل ارتباط و همبستگی و همفکریشان در آنروز بیشتر و مهمتر و قویتراز امروز بود؟

آیا افراد مسلمین امروز در ایمان و علاقه و عقیده و عشق بالله تعالی وعمل باحکام و معارف دینی، بهتر و محکمتر و قویتر از آنروز هستند؟

آیا مقامات رهبری و روسا و سرپرستان اسلامی امروز عاقل‌تر و عادل تر و نیرومندتر از پیامبر اسلام و خلفاء راشدین آنروزند؟ و آیا بیان‌های مسموم و قلم‌های مزدور و نشریات و مجلات و روزنامجات و کتاب‌های منتشر شده ضد دینی و ضد اسلامی در آنروز بیشتر از امروز بر علیه اسلام و مسلمین در جریان و فعالیت و انتشار بودند؟

آیا تبلیغات و سمپاشیها برای تخریب بنیان اسلام و تضعیف نیروهای مسلمین و مهدوم نمودن کیان قرآن و تغییر و محو کردن و از بین بردن احکام الهی در آنروز بیشتر از امروز بود؟  آیا تورات و انجیل و زند و پازند و کتب کمونیستی و سوسیالیستی و ضدخدائی در آن روز بیشتر از امروز چاپ و تبلیغ و منتشر می‌شد؟

آیا ذخائر زیرزمینی و روی زمینی مسلمین که بطمع آنها همه ابرجنایتکاران بر کشورهای اسلامی هجوم آورده و هر جنایت پیشه‌ای منطقه‌ای را بعنوان مستعمره خویش در آورده و ذخائر ما را غارت کرده و در عوض عروسک‌ها واسباب بازی‌های بچه‌گانه‌ای را به سوغات می‌آورند در آنروز بیشتر از امروز بودند؟

آیا سازمان‌های جاسوسی سیا و غیر سیا که پیوسته نقشه‌های خطرناکی علیه اسلام و مسلمین را ماهرانه طراحی کرده و ماهرانه‌تر در همه ممالک پیاده می‌کنند در آنروز بیشتراز امروز بودند؟

آیا فرهنگ غرب و شرق که بمنظور از بین بردن عقاید اصیل اسلامی و معتقد نمودن بعقائد خرافی که بوسیله نفوذ اجانب ، در مدارس و دانشگاه‌های مسلمین وارد شده و همه جا را فرا گرفته و همه مقدسات دینی را مورد حمله و مسخره قرار داده، بطوریکه بچه‌های مسلمین در ابتداء تحصیل، مسلمان بمدرسه رفته و پس از مدتی کمونیست از دانشگاه بیرون می‌آیند، در عصر پیامبر و خلفاء بیش از عصر ما بود؟

آیا نفوذ اجانب بوسیله تجارت‌های مختلف و وارد کردن ابزار و ادوات لهو و لعب و طرب و بازی و آلودگی به مشروب و مسکرات و وسائل دیگر عیاشی، در آنروز بیش از امروز بود ؟

آیا کوشش کشورهای امپریالیست و سلطه جویان شرق و غرب در اشاعه فحشا و منکر و ترویج منکرات و نهی از معروف و امر به‌ منکر و تشکیل کاباره‌ها و کازینوها و شراب فروشی‌ها و فاحشه‌خانه‌ها در سر صدر اسلام پیش از حالا بود؟

و بالاخره حمله‌های پی‌درپی و گسترده و علنی و مبارزه‌های گرم و مسلحانه علیه کشورهای اسلامی چنانچه در لبنان و افغانستان و ایران و غیره مشاهده می‌کنیم در صدر اسلام بیش از عصر ما بود؟ پس چگونه است ؟ که :

«وعتصموا بحبل‌الله جمیعاً» در ما اثر نمی‌گذارد و جمله «کنتم اعداء فالف بین قلوبکم» را ما تأمل نمی‌کنیم که (نحن الآن اعداء و لیس بین قلوبنا الفة )

چه شده که جمله: «فاصبحتم بنعمته اخوانا» ما را تکان نمی دهد و «نحن و نستعیذ بالله قد اصبحنا بواسطه تسلط الشیطان و خیله و رجله اعداء فوقعنا على شفا حفرة من النار و لسنا ندری أ ینقذنا احد منها ام نکون من الهالکین الخاسرین؟»

و مطلبی که تعجب انسان را درباره لزوم وحدت بین صاحبان یک کیش و آئین و مضرات افتراق و اختلاف برمی‌انگیزد نقل خداوند است از زبان پیامبر مرسلی بنام حضرت هارون.

آیه قرآن چنین میگوید. «قال یا هرون ما منعک اذ رأیتهم ضلوا الا تتبعن افعصیت امری؟ قال یابن ام لاتأخذ بلحیتی و لابرأسی انی خشیت أن تقول فرقت بین بنی‌اسرائیل و لم ترقب قولی» (طه ۹۴)

ملاحظه می کنید که هارون پیامبر برای اینکه ملت به تفرق و اختلاف کشیده نشوند، مردم را از گوساله پرستی هم نتوانسته بشدت جلوگیری کند و این کلام الهی بسی قابل تدبر و تامل و درخور تنبه و تذکر است.

أفیا اخوان المسلمین و یا علماء الاسلام و یا حماة الدین و یا رعاة المسلمین و یا حملة الکتاب الکریم و یا ایها اللامرون بالمعروف والناهون عن المنکر و الحافظون الحدود الله «تعالوا الی کلمه سواء بیننا وبینکم أن لانعبد الاالله» ولا نطیع الشیطان الأکبر و هو الامریکا و لا سایر شیاطین الشرق والغرب فانی والله لخائف من اعدائنا على کثرتهم و یقظتهم و على قلّتنا و نومتنا! فیا عجبا عجبا والله یمیت القلب و یجلب الهم من اجتماع اعدائنا على باطلهم و تفرقنا من حقنا. أبداننا مجتمعة وأهوائنا مختلفة، نرى فی بلداننا عهود الله منقوضة و أحکام الله متروکة فلانغضب ولاننهض ولانامر بالمعروف ولاننهی عن المنکر، و قد تفرقنا ایادی سبأ مع ان الهنا واحدونبینا واحد و کتابنا واحد أفأمرنا الله سبحانه بالاختلاف فاطعناه ام نهانا عنه فعصیناه؟ فالی الله المشتکی و انالله وانا الیه راجعون .

بالجمله دعوت قرآن شدید و امید است که می‌فرماید: ای مسلمین مطلبی که همه پیامبران را از حضرت نوح گرفته تا ابراهیم و موسی و عیسی ومحمد علیهم الصلاة والسلام بدان توصیه کرده‌ام این است:

«ان اقیموا الدین و لاتتفرقوا کبر على المشرکین ما تدعوهم الیه» (شوری - ۱۳)

این دین خدا را برپا دارید و برنامه‌های آن را در میان مجتمع‌تان زنده و پاینده و جاوید سازید و از یکدیگر جدا نشوید و بدانید که دعوت شما و توحید کلمه شما برای اهل شرک و نفاق بسی سنگین است و می‌فرماید: «ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء» (۱۵۹- انعام)

و می‌فرماید: «و لاتکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جائهم البینات واولئک لهم عذاب عظیم» (۱۰۵ - آل عمران)

اللهم اشهد انه قد جائنا منک البینات و هی کتابک الکریم و آیاته و بیناته و سنة نبیک العظیم و ما بلغنا به نبیک الاقدس من التبشیر والانذار.

اللهم انا نعتذر الیک و نستغفرک من تفرقنا و اختلافنا بعد ما جائنا البینات .

اللهم انا صدقنا و عیدک بشمول العذاب العظیم لمن خالفک و قد احاطتنا العقوبات العظیمة من اعدائنا من کل جانب ربنا أکشف عنا العذاب انا مومنون .

و آیات و روایات در این باره زیاد است که شاید همه مستمعین محترم بیش از حقیر دیده و رسیده باشند. اینها دعوت‌‌های قولی و صریح و مستقیم قرآن بود.

قسمت دوم:

دعوتهای دیگر قرآن مجید که "به نحو غیر مستقیم" وسیله ایجاد وحدت کلمه را اجتماع مسلمین طرح کرده و پیش بینی نموده است، عبارت است از؛ احکام و برنامه‌های عبادی و اجتماعی و سیاسی اسلام، که هریک بنوبه خود سبب و وسیله موثری است برای تولید وحدت در جامعه مسلمین، که متأسفانه این نسخه‌های شفابخش اسلام بدست ما مریضان ناتوان افتاده است که عمل نمی‌کنیم.

از جمله این احکام امور زیر است:

1- تشریع وجوب حج بر هر مسلمانی؛ که جامع شرایط آن باشد یعنی استطاعة بدنی و مالی و سربی(یعنی آزادی راه) داشته باشد. البته تاثیر این عمل عبادی سیاسی در تولید وحدت و همبستگی و تحکیم اخوت اسلامی بین همه اقشار مختلف مسلمین نه نیازمند توصیف است و نه ممکن الاستقصاء و نه مورد شبهه و انکار.

و چون تفصیل آن درخور این مقاله نیست و اجمال آن پیش همه حضار محترم روشن است، به همین اشاره قناعت کرده و می گوئیم که یکی از مهمترین عوامل وحدت و اتحاد و محکم بودن روابط بین مسلمین جهان حتی کسانیکه در دورترین نقاط زندگی می‌کنند، همین کنگره عظیم سالیانه حج است و این ناچیز در این موضوع پیشنهادی دارد که در خاتمه عرائض گفته خواهد شد.

۲- تشریع اقامه نماز جمعه در هر هفته؛ که یکی از مهمترین وسیله ایجاد وحدت و تحکیم روابط اسلامی و تجدید اخوت دینی و اطلاع از وضع و حال یکدیگر است که فی الجمله در بلاد مسلمین اقامه می‌شود و در این موضوع نیز عرضی است خواهم گفت.

٣- تشریع نماز جماعت؛ که هر روز چندین بار اقامه می‌شود. این نماز، واحد کوچک اجتماعات است و مقدمه ساز اجتماع هفته‌ای جمعه که آن نیز زمینه ساز اجتماع کبیر سالیانه‌ی حج در محیط مکه و حرم امن الهی است، و تاثیر هریک از این امور در ارتباط و اتحاد و تزاور و ایتلاف و تعاطف مجتمع اسلامی قابل خدشه نیست و چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

۴ - تشریع حکم وجوب صله رحم و حرمت قطع آن؛ که طبق آیات کثیره و روایات متواتره اسلامی صله رحم و احسان و نیکی به خویشان چه رحم دور باشد و چه نزدیک از اهم واجبات و تحکیم روابط و قطع رحم و بریدن از اقوام از گناهان کبیره است.

ناگفته نماند که ممکن است این مطلب در بدو امر کوچک بنظر رسد لکن دقت در این که همه اجتماع و مجموع مسلمین همانند لشکری هستند که از تک تک سربازها تشکیل می یابند و اگر فرد فرد سربازها ضعیف و جبان و ترسو باشند مجموع آن لشکر ضعیف و در معرض زوال خواهد بود.

همچنین مجامع بزرگ نیز بافته شده ی واحدهای فامیلی وخانوادگی اند و قوت روابط اجزاء مستلزم تحکیم روابط کل است که پیکره جامعه بزرگ را بهم متصل و مربوط می کند و بدین جهت است که حثّ(تشویق) بلیغ و تاکید فراوانی در آیات و اخبار بدان شده است.

خدا می‌فرماید: «واتقوا الله الذی تسائلون به والارحام» در آیه توصیه به تقوی و مراعات حقوق الله و حقوق ارحام شده است.

و نیز میفرماید: (ولایاتل اولوا الفضل منکم و السعه ان یؤتوا اولی القربی» (۲۲ نور)

مبادا کسانی که قدرت مالی بیش از زندگی خویش دارند ازکمک و یاری اقربا و خویشان خویش کوتاهی کنند و حتما چنین کوتاهی انجام نیابد.

و نیز به پیامبر اسلام در اولین مرحله ابلاغ نبوت دستور ابلاغ آن را به اقوام و خویشاوندان صادر می‌فرماید «وانذر عشیرتک الاقربین» از این بحث به اجمال می‌گذرم؛ چه آنکه اخبار و روایات آن زیاد و روشن است.

۵- تشریع حکم کمک و انفاق به طوائف سه گانه فقرا و مساکین و یتیمان که این اقشار اگر مورد عنایت ثروتمندان قرار گیرند هیکل اجتماع تندرست و پیکره جامعه مستحکم و نیرومند می‌گردد.

و لذا در قرآن مجید انفاق به فقرا و برآوردن حاجت نیازمندان را مشروط به اسلام هم نمی‌کند؛ بلکه در عرض اسلام است. یعنی اگر بخواهد نظام جامعه‌ای و لو غیرمسلمان محفوظ بماند و از هم نپاشد، باید نیازمندان و یتیمان آن جامعه مورد تفقد قرار گیرند. و زندگی آنها تأمین شود.

در سوره الحاقة درباره کفار می‌فرماید:

«خذوه فغلوه... انه کان لایؤمن بالله العظیم ولایحض على طعام المسکین»

و می‌فرماید: «کلا بل لاتکرمون الیتیم و لاتحاضون على طعام المسکین» (سوره فجر17-18)

و یکی از مصارف زکوة در فقه مسلمین ضعفا و بدهکاران است که با انفاق آنها قشر وسیعی از جامعه که عددشان هم کم نیست مورد تفقد و احترام و موقعیتشان در میان مسلمین تحکیم می‌یابد و ائتلافی بین آنان ایجاد می‌شود.

۶- تشریع ازدواج و الغا خصوصیت‌های قومی و امتیازات نژادی درطرفین آن و ترغیب در اینکه هر قشری و قبیله‌ای از هر قبیله‌ای خواستگاری کند باید رد نشود و ملاحظه فقر و غنا و رنگ و قیافه و نژاد و سائر امتیازات قومی و زبانی و منطقه‌ای و مقامی و منصبی و مالی و غیره ملغی گردد و فقط باید از جنبه ایمان و اخلاق دقت نظر شود که پیامبر اسلام فرمود:

(لا فضل لعربی على أعجمی ولا لأبیض على اسود و انما الفضل بالتقوی؛ هیچ احدی بر دیگری برتری ندارد و معیار در برتر دانستن یکی بر دیگری تقوی و پرهیز کاری است) .

چنانچه قرآن مجید نیز به این مطلب اساسی عنایت خاص مبذول داشته و می فرماید: «ان اکرمکم عند الله أتقیکم»

اگر این حکم به درستی به مورد اجرا در آید ارتباط و اشتباک و امتزاج فرق مسلمین آنچنان مستحکم می‌گردد که همه در یک خط و قالب و حرکت و هدف و تشکل قرار می‌گیرند.

و بالجمله ملاحظه و دقت در اغلب برنامه‌های اسلامی و قوانین عبادی و اجتماعی آن انسان را به روشنی هدایت می‌کند که هدف قانونگذار و مشرع اسلام تشکل جامعه اسلامی و تحقق یافتن وحدت و هم آهنگی و یگانگی و دوستی و الفت و همفکری و هم عزمی و همرزمی آنها است.

ولی با کمال تأسف این نعمت عظمی را فعلا مجامع اسلامی از دست داده و دشمنان قوی و هشیار و کارکشته و مکار و غدار آنها که در حقیقت یک عده انسان نماهای خالی از فضائل اخلاقی و انسانی، و عاری از کمالات روحی و معنوی و منقطع از اعتقاد به مبداء و بی اعتناء به معاد و آخرت و حتی مخالف مبانی وجدانی و یا بین المللی نیز می‌باشند بر آنها مسلط شده و در داخل خانه آنها نفوذ کرده و دخالت در تمام شئون زندگی و فرهنگی و نظامی و انتظامی و اقتصادی و سیاسی آنها دارند، حال با این وضعیت چه باید کرد؟!

و اینجا است که باید به حال مسلمین گریه کرد و متأسف شد و استرجاع نمود و جمله‌ای را که امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمود باید گفت: «فلو ان امرأ مسلما مات من بعد هذا اسفاً ما کان به ملوما بل کان به عندى جدیرا».

منبع: کتاب وحدت مسلمین، نگرشی به مقالات کنگره جهانی ایمه جمعه و جماعت ص84تا90




نظرات کاربران